این کجا و اون کجا
یه نفر خوابش میاد و واسه خواب جا نداره
یه نفریه لقمه نون برای فردا نداره
یه نفر میشینه و اسکناس هاش رو می شماره
می خواد امتحان کنه داره یا نداره
یه نفر از بس بزرگه خونشون گم میشه توش
اون یکی خونشون واسه همه جا نداره
بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخاب هم میکنه ولی پولش رو نداره
یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد داره آب با بابا نداره
یکی بعد از مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره
یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
اون یکی حتی تو فکرش هم آب دریا نداره
یه نفر تولدش مهمونیه همه میان
یکی هم تقویم واسه خط زدن روزها نداره
یکی هفته ای یه بار پزشکشون میاد خونش
یه جا دیگه یکی داره میمیره خرج مداوا نداره
بعضی قلبا دنیایی واسه خودش داره
یه چیزایی توش داره توی که دنیا نداره
همیشه توی دنیا کلی فرقه بین آدما
این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره
ادامه مطلب