کمی با معنی و خیلی عاشقانه !
چی بگم باز بگم دوست دارم باز بگم دیوونتم عاشقتم چی بگم ازعشق همیشه ماندگار بگم یا ازآرزوهای محال عشقی که من به تو دارم همیشه موندگاره اما رسیدن به تو آرزوی محاله تو بمون با دل خوشیهات من میمونم با دلواپسیهام ... تو بمون با عشقه همیشه موندگار من میمونم با آرزوهای محال
سخاوت آن نيست که آنچه را که من بيش از تو به آن نياز دارم به من ببخشي ٬ بلکه آن است که به من ببخشي آنچه را که بيش از من به آن نياز داري.
تو هنگامي که ميبخشي به واقع کريمي ٬ هنگام بخشش چهره ات را بگردان تا شرم را در نگاه آن که ميگيرد نبيني.
حقيقت آدم ها آن نيست که بر شما آشکار ميکنند ٬ بلکه آن است که از آشکار کردنش بر شما عاجزند ٬ بنابراين اگر ميخواهيد آنها را بشناسيد به آنچه ميگويند گوش ندهيد بلکه به آنچه نا گفته ميگذارند گوش بسپاريد.
ما اغلب از فرداها قرض ميکنيم تا وام خويش را به ديروزها بپردازيم.
برخي ميگويند(شادماني برتر از اندوه است) ٬ ديگران ميگويند(نه. اندوه برتر است) اما من به شما ميگويم که اين دو از يکديگر جدا نيستند ٬ آنها با هم مي آيند و هنگامي که يکي از آنها تنها با شما سر سفره تان مي نشيند يادتان باشد که آن ديگري بر بسترتان خفته است.
دوستت دارم : بي نهايت ، تا قيامت ،با صداقت دوستت دارم: خالصانه ، عاشقانه ، عاجزانه ، عاطفانه
عشق يعني آخرين حد جنون ، عشق يعني همرنگ خون ، عشق يعني بيكران درياي صبر ، عشق يعني انتهاي هر چه درد ، دوستت دارم عزيزم پس عشق يعني خود تو ، خود من ، خود ما ...
هيچ وقت دل به كسي نبند چون اين دنيا اونقدر كوچيكه كه توش دوتا دل كنار هم جا نميشه... ولي اگه دل بستيد هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اوقدر بزرگه كه پيداش نمي كني
به آساني در يك دقيقه مي توان يك نفر را خرد كرد ، مي توان در يك ساعت يك نفر را دوست داشت ، مي توان در يك روز عاشقش شد ، اما يك عمر طول مي كشد تا بتوان يك نفر را فراموش كرد
بي تو در خلوت خود شب همه شب بيدارم اه اي خفته که من چشم براهت دارم خانه ام ابري و چشمان تو همچون خورشيد چه کنم دست خودم نيست اگر مي بارم کم براي من از اين پنجره ها حرف بزن من بدون تو از اين پنجره ها بيزارم جان من هديه ناچيز تقديم شما گر چه در شان شما نيست همين را دارم من که تا عشق تو باقيست زمين گير توام من که تا عشق تو باقيست زمين گير توام لااقل لطف کن از روي زمين بردارم
عشق امدنی است نه اموختنی
زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است .
وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي که ديگر رفت به انتظار آمدنش نشستم وقتي ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست داشتم وقتي اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي کردن مثل تنها مردن
عشق نمي پرسه اهل کجايي ، فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با من هستي . عشق نمي پرسه که دوستم داري فقط ميگه : دوستت دارم
بنویس از سرخط: بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست بنویس که بدونه: وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست اونکه گذاشتو رفت: یه روز سرش به سنگ میخوره برمیگرده دیگه صداش نکن: بذار خودش بیاد دنبالت بگرده دیگه گریه نکن: آخه اشک تو باعث شادی اونه دیگه به پاش نسوز: آخه اون واسه تو دیگه دل نمیسوزونه اگه میخواست میموند: حالا که رفتو غصش رفته ز یادم اگه پیشم میموند: دیگه جز اون به هیشکی دل نمیدادم...................................
سرکلاس دو خط سياه موازي روي تخته کشيد!! خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!! دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد : " دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تکرار کردند: ....دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند مگر آنکه يکي از آن دو براي رسيدن به ديگري خود را بشکند !!
عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد .
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش